-3-4 تجزيه و تحليل اطلاعات
يكي از راههاي ارزيابي اطلاعات تجزيه و تحليل كردن اطلاعات بدست آمده است. به عبارت ديگر ما براي تحليل سياسي به اطلاعات نياز داريم و در همان حال براي ارزيابي اطلاعاتمان ميتوانيم آنرا به بخش هاي كوچكتر تجزيه كرده و سپس با استفاده از اصولي كه در گام هاي بعدي با انها اشنا مي شويم همان اطلاعات را از لحاظ صحت و دقت ارزيابي كنيم .
5-3 طبقه بندي اطلاعات
بطور معمول هر تحليل گر سياسي متناسب با نياز و امكانات خود به مرور زمان اطلاعات مختلفي را كه بدست مي آورد، دسته بندي و يا طبقه بندي مي كند و در بايگاني مناسبي نگهداري مي نمايد تا در زمان مورد نياز به سهولت بتواند به آنها رجوع كند . براي آسان تر شدن طبقه بندي اطلاعت روش هاي گوناگوني پيشنهاد مي شود كه مهم ترين موارد آن در اين قسمت توضيح داده مي شود. اما اين روش ها هيچكدام غير قابل تغيير نيستند و مي توان متناسب با نيازها و امكانات در انها تغييرات اساسي ايجاد كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:49  توسط حسن بهشتی پور
|
گام سوم
آشنائي با كاربرد و جايگاه" اطلاعات" در تحليل سياسي
براي هرتحليل گرسياسي ،دستيابي به اطلاعات صحيح مربوطه به خبري كه قصد تحليل آن را دارد، بسيار حائزاهميت است.چراكه درصورت ارائه نکردن اطلاعات ويا غيرموثق بودن اطلاعات ارائه داده شده درتحليل سياسي، اساس ان تحلیل ويا بخش مهم ازآن،دچار مشكل خواهدشد.درحالي كه هرچه اطلاعات يك تحليل گر دقيق ترو داراي جزئيات بيشترباشد، تحليل او احتمالاً جامع تروصحيح ترخواهدبود.
بنابراين قبل از هرگونه تجزيه و تحليل يك خبر ، لازم است اطلاعات كامل و دقيق تري در مورد همان خبر بدست آوريم.
امروزه دستيابي به اطلاعات بيشتر مي تواند زمينه ساز كسب يا تثبيت قدرت براي دولتها و رهبران جوامع باشد. همچنين داشتن اطلاعاتي دقيق درباره تحولات سياسي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي موجب گسترش نفوذ و برخورداري از امكانات بيشتر مادي و معنوي مي شود . به همين دليل، روز به روز بر اهميت مراكز اطلاع رساني به عنوان پايگاهي براي دسترسي به اطلاعات و ابزاري در جهت توسعه اطلاعات و نفوذ ، بر افكار عمومي افزوده مي گردد . شايد به همين خاطر قرن بيستم از سوي بعضي از صاحب نظران قرن ((ديكتاتوري اطلاعات )) لقب گرفت .
به باور اين صاحب نظران دستگاهاي اطلاع رساني در قرن بيستم سعي داشتند با ارسال انبوه اطلاعات متنوع اما جهت دار ، افكار عمومي مردم جهان را تحت سيطره اطلاعاتي خود درآورند . به گونه اي كه حتي تصميم گيري مردم و مسئولين كشورها را تحت تأثيرمستقيم يا غير مستقيم تبليغات خود قراردهند.
در واقع استعمارگران جديد با استفاده ازابزار ها و تکنیکهای نوین اطلاع رساني جهاني برخلاف قرن 17 تا 19 كه با سلاح آتشين و قدرت برتر نظامي،كشورهاي ديگر را تحت كنترل در مي آورند.درقرن بيستم ودرادامه آن در قرن 21همان استعمارگران با استفاده از شيوه هاي جديد از طريق ايجاد انحصار درمنابع اطلاع رساني ، باورهاي عمومي مردم جهان را در مورد مهم ترين مسائل جهاني تحت تأثير قرار ميدهند و درمواردي حتي می توانند قضاوتهاي عمومي را در مورد یک مساله سازمان دهی كنند . اين جريان در مراحل پيشرفته خود در مواردي تا آنجا پيش مي رود كه حتي با كاناليزه كردن مجاری ورود اطلاعات به مسئولين كشور هاي مختلف،بصورت غیر محسوس برروي تصميم گيري آنها تأثيرات تعيين كننده دارند. اين جريان اگرچه هميشه موفق نيست اما در اكثر موارد مي تواند با ايجاد موج هاي خبري به اصطلاح نبض افكار عمومي مردم جهان را براي ايجاد تغیرات مورد نظر ، بدست گيرد.
از آنجا كه تحليل گر سياسي نيزجدای ازجوامع انساني نيست ، ممكن است تحت تأثير القائات منابع اطلاعاتي قرار گيرد. به همين دليل او بايد بتواند ارزيابي دقيقي از اطلاعات و صحت و سقم آن داشته باشد .به اين منظورتحليل گر سياسي بايدبا اصولي آشنا باشد كه با اتکاء به ان اصول اطلاعات بدست امده را کنترل و ارزیابی کند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 21:11  توسط حسن بهشتی پور
|