تبليغاتX
روش تحلیل سیاسی

روش تحلیل سیاسی

در این وب لاگ قصد ما اشنا شدن با روش تحلیل سیاسی وارائه تحلیل های هفتگی است

مصاحبه با هفته نامه ارمنی در باره روابط آذربایجان و اوکراین

1- نظر شما درباره فروش سلاح توسط  اوکراین به جمهوری آذربایجان چیست؟

به باور من اوکراین به نمایندگی از آمریکا چنین اقدامی را انجام می دهد بعد ازآنکه اخباری در مورد فروش سلاح از طرف روسیه به ارمنستان منتشر شد آذربایجان هم برای آنکه از گردونه عقب نماند توجه خود را برای خرید سلاح از او کراین با چراغ سبز آمریکا آغاز کرد

 2- دولت اوکراین با این اعمال چه هدفی را در منطقه دنبال می کند؟

در حال حاضر او کراین دچار مشکلات جدی اقتصادی است فروش سلاح برای او کراین بخاطر سود سرشاری که دارد، بسیار اهمیت دارد. این می تواند هدف باشد اما در واقع اوکراین می داند ارمنستان متحد روسیه است و رقابت با روسیه هم برای اوکراین در مرتبه دوم اهمیت دارد . باید این واقعیت را پذیرفت که امروز دامن زدن به اختلاف ها و مسلح شدن هر چه بیشتر، به هیج وجه به نفع مردم منطقه نیست . ارمنستان و آذربایجان اگر بودجه های خود را به جای خرید سلاح که وارد گردونه اقتصادی نمی شود ، به سرمایه گذاری در امور زیر بنایی مانند حمل ونقل و ارتباطات تلفنی سد سازی و تولید برق و غیره به کار بگیرند ضریب امنیت آنها بیشتر افزایش می یابد و بهتر می توان به برقراری صلح کمک کرد 

3- می توان اینگونه حرکات اوکراین را مخالفت با سیاستهای منطقه ایی روسیه دانست؟

 اوکراین ممکن است به دنبال مخالفت با سیاستهای منطقه ای روسیه باشد اما باید قبول کنیم این کشور بصورت کاملا مستقل عمل نمی کند بلکه درخواست احتمالی آمریکا برای انکه اوکراین به جمهوری آذربایجان سلاح بدهد تا ارمنستان متوجه شود خرید سلاح از روسیه و بر هم زدن توازن قوا از سوی اذربایجان بی پاسخ نخواهد ماند اوکراین ضمن آنکه به دنبال بازارهای جدید برای صدور تسلیحات است با سیاستهای آمریکا در برابر روسیه هماهنگ عمل می کند.   

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 8:58  توسط حسن بهشتی پور   | 

مصاحبه با خبرگزاری ترند جمهوری آذربایجان

"آلکساندر فومین" معاون ارتش روسیه در امور همکاری های خدمات فنی  گفته بود کشورش سیستم موشکی S300را به ایران تحویل نخواهد داد سبب اینکه روسیه نمی خواهد موشکهای اس - 300 را به ایران بفروشد چیست و این بر روند مناسبات ایران و روسیه چه تاثیری می تواند داشته باشد؟

به باور من به حرف این مقام روسیه  زیاد نمی توان اهمیت داد . زیرا اقای فومین که با لیبرمن وزیر خارجه جدید اسرائیل که مولداویا تبار است ارتباط نزدیکی دارد ، برای خوشنود کردن حاکمان تل آویو چنین بیانی را مطرح کرده است .

روسیه تصور می کند با این موشک می تواند با ایران و آمریکا و اسرائیل معامله کند. بنابراین بیان این مطلب تغییر موضع روسیه محسوب نمی شود

ایران هوشمندانه می کوشد در زمینه تسلیحات متعارف به خود کفایی برسد و تاکنون در این مورد پیشرفتهای قابل توجهی داشته است . بنابراین بعید است مقام های ایرانی به حرف اقای فومین اهمیت چندانی بزنند انها به خوبی می دانند منشاء اینگونه اظهار نظر ها بیش از آنکه منافع روسیه باشد منافع اسرائیل است.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:49  توسط حسن بهشتی پور   | 

روابط راهبردی ایران و ارمنستان

 

در باره سفر سرژسرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان مصاحبه ای با سایت دیپلوماسی ایرانی داشتم که متن کامل آنرا در  اینجا می توانید بخوانید  
 سرژ سرکیسیان رییس جمهور ارمنستان برای سفری دو روزه فردا به تهران سفر خواهد کرد.
ایران و ارمنستان روابط اقتصادی خوبی با یکدیگر دارند. سرکیسیان را در این سفر دو روزه وزرای امور خارجه، انرژی، حمل و نقل و ارتباطات و همچنین رئیس بانک مرکزی و جمعی از نمایندگان مجلس ارمنستان همراهی می‌کنند.
منوچهر متکی وزیر خارجه ایران در سفر اخیر به ایروان در دیدار با سرژ سرکیسیان، با اشاره به مناسبات دو جانبه بین ایران و ارمنستان گفت: برای سفر آینده رییس­جمهور ارمنستان رایزنی‌های خوبی را با همتایان ارمنی داشته‌ایم و امیدواریم با امضای اسناد در ارتباط با ظرفیت‌های جدید، گام‌های موثری برداریم.
رئیس جمهور ارمنستان نیز در این دیدار خاطرنشان کرد که ما در 2 بخش مناسبات را باید ارتقاء دهیم یکی تحرک بخشیدن به همکاری‌های جاری و موجود و دیگری طراحی و برنامه‌ریزی برای اهداف بزرگ و می‌خواهیم در سفر به تهران این مهم را عینیت بخشیم.
سفر سرکیسیان به تهران در حالی انجام می­شود که احتمال عادی شدن روابط ترکیه و ارمنستان بسیار بالا است.
 
 تاثیر عادی شدن روابط این دو کشور بر ایران و آذربایجان موضوع گفتاری از حسن بهشتی پور برای دیپلماسی ایرانی است.
امروز در ترکیه اکثریت از عادی سازی روابط آنکارا و ایروان حمایت می­کنند چرا­که هم از لحاظ اقتصادی به نفع آنها است و هم از لحاظ سیاسی. با این آشتی دست ترکیه برای حضور بهتر در قفقاز در مقابل ایران و روسیه بازتر خواهد شد.
مسئله بین ترکیه و ارمنستان حل شده ­است. امریکا نیز در حال حاضر به ترکیه فشار می­آورد تا هرچه زودتر مسئله قتل عام را حل و فصل کند تا بتواند خطوط لوله­ای را که می­خواهد ایران و روسیه را دور بزند از ارمنستان ادامه دهد. چرا که مسیر نزدیک­تر خواهد شد.
در این میان جمهوری آذربایجان بسیار معترض است. آذربایجان می­گوید که تا زمانی که مسئله قره­باغ حل نشده­است، ترکیه نباید روابطش را با ارمنستان عادی کند. این حرف زور است. آذربایجان این انتظار را از ایران هم داشت اما ایران به اعتراض­های آذربایجان گوش نکرد و ایران روابطش را با کشور همسایه حفظ کرد چرا­که رابطه با ارمنستان برای ایران استراتژیک و تعیین کننده است.
جمهوری آذربایجان تنها اعتراض می­کند و کاری بالاتر از آن انجام نمی­دهد. چراکه حفظ روابط خوب با ترکیه جزو منافعش است. تنها می­توان از این مسئله استفاده تبلیغاتی انجام دهیم و بگوییم که آذربایجان ناراحت خواهد شد و احتمالا در مناسباتش تاثیرگذار خواهد بود. اما از لحاظ منطقی اگر بخواهیم تحلیل کنیم، آذربایجان تنها در حد حرف از ترکیه گله­مند خواهد شد چرا که در عمل کار فوق­العاده­ای نمی­تواند انجام دهد.
عادی سازی روابط بین ترکیه و ارمنستان و تاثیر آن بر ایران
با دو نگاه مختلف می­توان تاثیر این عادی سازی بر ایران را مورد بررسی قرار داد. در نگاه اول ممکن است ارمنستان پس از عادی سازی روابط با ترکیه، روابطش را نسبت به قبل با ایران کاهش دهد. در حالی که من فکر می­کنم این نگاهی بدبینانه است. نگاه خوش­بینانه این است که روابط ایران و ارمنستان روابطی بسیار راهبردی و طولانی مدت است و هردو کشور به یکدیگر نیاز دارند. ایران نیز برای دسترسی به بازارهای قفقاز از راه زمینی به ارمنستان نیاز دارد. ارامنه می­دانند که اگر روابطشان با ترکیه هم عادی شود بازهم به ایران نیاز خواهند داشت. این نیاز یک نیاز یکطرفه نیست، بلکه یک رابطه دوطرفه است و هر دو کشور از لحاظ تاریخی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی روابط بسیار نزدیکی دارند.
نگاه نباید این طور باشد که اگر روابط ارمنستان با ترکیه بهبود پیدا کرد روی ایران تاثیر منفی می­گذارد. من فکر می­کنم که ارمنستان به­راحتی می­تواند هم با ترکیه و هم با ایران روابط خوبی داشته باشد.
مشکلی که اینجا وجود دارد این است که در رقابت­هایی  که در قفقاز وجود، ترکیه چه نقشی دارد و آیا می­خواهد معادلات را بدون حضور ایران ببندد؟ این همان چیزی است که عبدالله گل و رجب طیب اردوغان در سفرشان به مسکو مطرح کرده بودند. معادله امنیتی 2+3 که به معنای سه جمهوری جنوب قفقاز یعنی ارمنستان، گرجستان، آذربایجان و از سوی دیگر روسیه و ترکیه قطعا به ضرر ایران است و من پیش­بینی می­کنم که ارمنستان وارد این بازی نخواهد شد.
بنابراین معادله امنیتی 3+3 کاربرد بیشتری برای ایران دارد که البته با وجود آنکه این به نفع ترکیه هم هست ولی مشخص نیست چرا ترکیه نمی­خواهد وارد چنین معادله ای شود.
به هرحال سفر آقای سرکیسیان به تهران در راستای همکاری­های دو کشوری است که 100% به یکدیگر نیاز دارند.از لحاظ منطقه جغرافیایی منطقه زنگزور، در جنوب ارمنستان از لحاظ دسترسی به قفقاز برای ایران اهمیت حیاتی دارد و از طرف دیگر برای ارمنستان، مرزهایش با ایران تنها جایی است که می­تواند با سایر کشورها ارتباط برقرار کند و به خلیج فارس دسترسی داشته باشد چرا که در منطقه شرق با آذربایجان مشکل دارد، در منطقه غرب با ترکیه و در شمال هم ناامنی وجود دارد و هم مشکل کوچکی با گرجستان دارد. بنابراین ایران منطقه­ای حائز اهمیت برای ارمنستان است. من بعید می­دانم این اهمیت تحت تاثیر عادی­سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه قرار بگیرد.
خط لوله ناباکو و آشتی ترکیه و ارمنستان
چه ارمنستان روابطش با ترکیه برقرار بشود و چه نشود طرح ناباکو با فشار امریکا قصد دارد که ایران را حذف کند.
اجرای این پروژه مستلزم چندین پارامتر مختلف است؛ یکی حل و فصل مسائل امنیتی منطقه قفقاز است، دیگری، حل و فصل مشکلات بین ترکیه و ارمنستان است و دیگری حل و فصل مسائل بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان است. این خط لوله چندین فاکتور بسیار مهم دارد. از لحاظ تئوری بسیار خوب است که بگوییم که اگر مرز ارمنستان و ترکیه باز شود، مشکلات خط لوله ناباکو حل خواهد شد ولی از نظر عملیاتی کلی مشکل امنیتی، سیاسی و اقتصادی سر راه این طرح وجود دارد.

http://irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=26&DWritingId=176&Action=DWritingBodyView

در این باره مصاحبه با فارس در لینک زیر می توان دید

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8801231202


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:16  توسط حسن بهشتی پور   | 

تلاش مخالفان ساکاشویلی برای تغییر دولت در گرجستان

 تظاهرات اعتراض آميز گسترده احزاب و گروه هاي مخالف دولت گرجستان از روز پنج شنبه  در تفليس پایتخت این کشور راهبردی در جنوب قفقاز آغاز شد. منابع خبري مختلف تعداد شركت كنندگان دراين تظاهرات  را بيش از يكصد هزار نفرتخمین می زنند . مرکز اصلی تجمع مخالفان ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان ساختمان  پارلمان و كاخ رياست جمهوري این کشور است . تظاهر کنندگان  درروز جمعه نیز همچنان در خيابان ها و معابر عمومي ماندند و با دادن شعارهای رادیکال، خواستار استعفاي ساكاشويلي از قدرت شدند . این شیوه مبارزه دقیقا همان روشی است که ساکاشویلی در شش سال قبل علیه شه وارد نادزه رئیس جمهور وقت گرجستان به کار برد . با این تفاوت که در این مورد آمدن مردم معترض شهرهاي اطراف تفليس به سوي پايتخت به قدرت نمایی بیشتر مخالفان ساکاشویلی کمک کرده است . با این وجود ساکاشویلی با از دست دادن حامی اصلی خود یعنی بوش و جمهوری خواهان آمریکا متزلزل تر از هر زمان دیگری می کوشد مقام خود را همچنان حفظ کند . اما به نظر می رسد تیم جدید اوباما در وزارت خارجه آمریکا چندان تمایلی برای سرمایه گذاری بیشتر و شرط بندی بر روی اسب با خته اقای ساکاشویلی ندارند.باید دید ارتش و فرماندهان پلیس تا چه میزان آمادگی درگیر شدن با مخالفان دولت را دارند . پليس و ماموران امنيتي در مقابل اماكن و محل هاي حساس شهر مستقر شده اند و تاكنون هيچ درگيري بين آنان روي نداده است زیرا ساکاشویلی رسما اعلام کرده است این حق مردم است که با تظاهرات مخالفت خود را نشان دهند. دقیقا ساکاشویلی با برخورداری از همین حق حکومت شه وارد نادزه را مجبور به استعفاء کرد . حرکتی که پیش از ان دانشجویان صربستانی در بلگراد به نمایش گذارده بودند و با حمایت غرب میلوسویچ را در سال 2000  مجبور به کناره گیری از قدرت کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 11:0  توسط حسن بهشتی پور   | 

در سیاست حرف مقدمه عمل است


مخاطب اصلی این وبلاگ جوانان هستند انها که فکر می کنم بیش از هرکس دیگری به تحلیل سیاسی نیاز دارند اما استثنا مخاطب این مطلب مسئولین ایرانی هستند . رسالت ما امروز این است که اگر حرفی را کارشناسی می دانیم نباید ملاحظات سیاسی مرسوم موجب شود تا از گفتن دیدگاه هایمان ابایی داشته باشیم چون در اینجا تنها و تنها منافع ملی ایران باید مورد نظر باشد و نه منافع شخصی بنابراین درتحلیل پیام اوبا ما به ایران و دلایل توجه به ان در اینجا نکاتی را یا دآور می شوم شاید از اتفاق مسئولی این وبلاگ را دید و به مطالب مطرح شده توجه کرد

تغییراتی که باراک اوباما، رییس جمهور امریکا در پیام نوروزی خود  بیان کرده است که درصدد انجام آن است، بسیار جدی به نظر می رسد و احتمالا وی قصد اانجام این تغییرات را دارد. اما چهار سوال اساسی و دشوار در این رابطه مطرح است 

1-این تغییرات در چه زمینه­ هایی تحقق عملی می یابد و تا چقدر عمیق است.

2- آیا این تغییرات در سیاست­های راهبردی و بلند مدت و نگرش­ ها قرار است اعمال شود یا فقط در روش­ها است؟

3- آیا اوباما و تیمش توان اجرای چنین تغییراتی را دارند یا خیر؟

4- آیا آنها فرصت کافی و نفوذ سیاسی لازم را در حاکمیت امریکا دارند که بتوانند  تغییرات قابل توجهی را در سیاستهای بلند مدت امریکا به وجود بیاورند ؟

در پاسخ به این پرسش های سخت می توان به چند نکته اساسی توجه کرد :

1- درمورد سیاست خارجی امریکا، چنین تغییراتی حداقل در حرف کاملا مشهود است. این را هم باید توجه داشته باشیم که در سیاست حرف مقدمه عمل است. یعنی  می توان امیدوار بود  این سخنان در عمل نیز اجرا شود. 

نگاهی به فهرست اقدام های عملی اوباما در سه ماه گذشته که زمام امور را در دست گرفته به این خوشبینی کمک می کند

امریکایی­ ها از سال 2005 با سوریه ارتباطی نداشتند، اکنون مناسبات را از سرگرفته­ اند و درحال مذاکره با طرف سوری هستند. این یک تغییر مهم است. نام دیگری نمی­توان برآن گذاشت.

2- در ارتباط با ایران، شخصی مانند فریمن رییس شورای اطلاعات ملی امریکا شد . اگرچه با فشار لابی اسرائیل مدت کوتاهی بعد ،برکنار گردید . اما این گامی است برای نشان دادن اینکه اوبا ما قصد ندارد تمام کسانی  راکه منصوب می کند طرفدار اسرائیل وضد ایرانی باشند. درست است که دنیس راس و هالبروک کسانی هستند که دید مثبتی نسبت به ایران ندارند و بیشتر در کمپ مخالف ایران هستند، ولی از طرف دیگر اشخاصی مانند دنیس بلر و فریمن، که منتقد سیاست­های اسراییل هستند و بیشتر به منافع ایالات متحده امریکا توجه دارند و این مسئله را بر منافع اسراییل مقدم می­دانند نیز در تیم اوباما حضور دارند. از این نظر می­توان گفت که این حرکت­ها برای نشان دادن آمادگی برای تغییرات است.

3- در بیان نیزبرخلاف دولت بوش که مرتبا بحث توقف غنی­ سازی  اورانیوم در ایران را به عنوان پیش شرط مذاکرات قرار می­داد، می­ بینیم که این مساله به عنوان پیش شرط مذاکرات مطرح نمی­ شود بلکه درست برعکس تیم اوباما با زرنگی سعی می کند به گونه­ ای ظریف از کنار ان بگذرند

  4- آمریکا با مطرح کردن منافع مشترک خود با ایران در افغانستان فضای  همکاری دوجانبه­ ای را پیشنهاد کرده که اگر جزئیات ان در اجلاس هفته اینده در لاهه هلند در باره افغانتان روشن شود می توان گفت علامت خوبی برای  تغییرات است

5- امریکا مایل است با ایران مذاکره کند ودراین امرجدی است. زیرا مذاکره به معنای برقراری فوری روابط نیست.علاوه براین آمریکا می داند بدون کمک ایران بسیاری از مشکلاتش در عراق و افغانستان حل نمی شود به همین دلیل دنبال جذب همکاری ایران است بدون انکه امتیاز بزرگی به ایران بدهد

6- انجام مذاکره با ایران این حسن را برای جناح تند رو در امریکا د ارد که بگویند اگر ایران با مذاکره موافقت کند که زمینه برای رسیدن به اهداف آمریکا آما ده  می شود زیرا اگراین مذاکرات  درنهایت به نتیجه نرسد به افکارعمومی جهان می گویند که با ایران هم مذاکره کردیم و به نتیجه­ ای نرسیدیم. پس باید با ایران برخورد قهر امیز کرد حالا یا در قالب تشدید تحریم ها و یا با اقدام نظامی علیه مراکز مختلفی در یران. اگر هم مذاکرات به نتیجه مطلوب آمریکا رسید که در ان صورت آمریکا یک گام دیگر به اهداف خود در خاورمیانه نزدیک شده است . اما اگر ایران به مذاکره هم تن ندهد که در ان صورت نقشه دنیس راس که چندی قبل طرح خود را برای وادار کردن ایران به پذیرش توقف غنی سازی اورانیوم ارائه کرده بود ، زمینه اجرایی تری پیدا می کند . دنیس راس با انتقاد از سیاستهای گذشته آمریکا نوشته بود که نه تشویق ها کار سازی برای ایران مطرح شده و نه تنبیهات قابل توجه ، بنابراین باید به ایران امتیاز قابل توجه پیشنهاد داد که اگر مخالفت کرد با مجازات بسیار سختری نسبت به گذشته روبرو شود

8- با توجه به موارد فوق در این مرحله ایران باید مدیریت کند. پیشنهاد من ا ین است که ایران نباید از مذاکرات ابایی داشته باشد . مسئولین ایرانی می توانند محکم و استوار بر اساس اصول خود برای رسیدن به خواسته­ های  مشروع ایران  گفت­ وگو کنند

مذاکره به معنای عدول از مواضع نیست عدول از مواضع برحق خود و گذشتن از منافع ملی خیانت است. بنابراین گفت­ وگو و مذاکره  درشرایط حساس و تعین کننده فعلی برای رسیدن به اهدافی که ایران سال­ها به دنبال آن بوده بسیار مثبت است چراکه ایران توانایی آن را دارد که ازطریق مذاکره مستقیم با آمریکا حقوق خود را  به دست آورد.

البته شرایط این مذاکره نیزباید فراهم شود. باید ببینیم که آیا طرف امریکایی شرایط را فراهم می­ کند یا خیر.شرایط پیچیده و سخت نیست . آمریکا که قطع کننده روابط در سال 1359 بوده باید نشان دهد به واقع دنبال تجدید نظر در سیاستهای غلط گذشته است برای این کار یا باید دارایی های مسدود شده ایران  را آزاد کند و یا حداقل به تحریم ها در دوره ای معیین پایان دهد. این انتظار به حقی است که انجام آن برای آمریکا هیچ هزینه ای در بر ندارد اما گام مثبتی برای شروع تازه محسوب می شود.

طرف ایرانی هم خوب می داند که در موقعیت فعلی کاررا چگونه مدیریت کند که لابی افراطی صهیونیستی در داخل آمریکا نتواند بیش از این از تضاد های موجود بهره برداری کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:59  توسط حسن بهشتی پور   |