دیپلماسی در برابر جنگ؛ تحلیل دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو
در شرایطی که فضای رسانهای و سیاسی منطقه بار دیگر با گمانهزنیهایی درباره وقوع درگیری نظامی میان ایران و آمریکا همراه شده است، ازسرگیری گفتگوها در ژنو را میتوان نشانهای از بازگشت دو طرف به منطق دیپلماسی برای مدیریت بحران دانست. این مذاکرات، اگرچه هنوز در مراحل ابتدایی و در سطح «گفتگو برای تعیین دستور کار» قرار دارد، اما خود را به عنوان ابزاری برای کاهش تنش و ارسال پیام صلحطلبی به جامعه جهانی مطرح کرده است.
هدف: مدیریت تنش، نه خرید زمان
برخلاف روایت رایجی که این مذاکرات را مصداق «خرید زمان» یا وقتکشی میداند، به نظر میرسد تحلیل دقیقتر آن باشد که طرفین به دنبال مدیریت تنش هستند. در شرایطی که افکار عمومی تحت تأثیر بمباران تبلیغاتی رسانهها با نگرانی از وقوع جنگ مواجه است، پذیرش گفتگو از سوی تهران، پیامی روشن به جهان مخابره میکند: جمهوری اسلامی ایران راه حلهای صلحآمیز و دیپلماتیک را به عنوان گزینه اصلی خود برای حل اختلافات دنبال میکند. در این چارچوب، نفس ادامه دیالوگ، حتی اگر فرسایشی باشد، از نگاه کارشناسان هزینهای بسیار کمتر از ورود به یک بحران نظامی تمام عیار دارد.
آمریکا و تمرکز بر پرونده هستهای: یک گام رو به جلو
اظهارات مقامات آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ که پیشتر از «نابودی تأسیسات هستهای ایران» سخن گفته بود، این پرسش را ایجاد میکند که چرا اکنون واشنگتن به دنبال میز مذاکره است. پاسخ روشن است: آمریکا به دنبال تضمینی فراتر از تخریب فیزیکی است. هدف نهایی، حصول اطمینان از عدم بازسازی ظرفیتهای هستهای ایران در آینده و جلوگیری از دستیابی احتمالی به سلاح هستهای از طریق یک توافق بلندمدت است.
نکته قابل تأمل و مثبت در این میان، توافق دو طرف بر سر محوریت پرونده هستهای به عنوان دستور کار اصلی است. با وجود آنکه در فضای غیررسمی، موضوعاتی نظیر محدودیت برنامه موشکی (مثلاً برد زیر ۵۰۰ کیلومتر) یا نقش منطقهای ایران از سوی محافل آمریکایی مطرح میشود، تمرکز فعلی بر موضوع هستهای میتواند به عنوان گامی رو به جلو ارزیابی شود که امکان پیشرفت در سایر زمینههای همکاری منطقهای را در آینده فراهم آورد.
از گفتگو تا مذاکره؛ مسیری که هنوز طی نشده است
در حال حاضر، طرفین در مرحله «گفتگو» (Dialogue) به سر میبرند، نه «مذاکره» (Negotiation). هنوز یک دستور کار مشترک و مشخص که مورد پذیرش دو طرف باشد، تدوین نشده است. جمهوری اسلامی ایران با هدف رسمی «مدیریت بحران و پایان دادن به تحریمهای ظالمانه» پا به این گفتگو گذاشته است. در مقابل، طرف آمریکایی در پیوند با موضوع هستهای، به دنبال تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا، توقف غنیسازی و راستیآزمایی کامل است.
با توجه به فاصله موجود تا دستیابی به یک تفاهم، نمیتوان قضاوت قطعی درباره بده-بستانهای نهایی داشت. در این میان، طرحهای مختلفی مانند «تعلیق در برابر تعلیق» (تعلیق موقت غنیسازی در ازای تعلیق تحریمها)، ایجاد یک بانک سوخت هستهای منطقهای تحت نظارت بینالمللی، یا حتی تشکیل پیمان امنیتی جمعی در منطقه میتواند به عنوان ایدههای قابل بررسی مطرح باشد. با این حال، این ایدهها هنوز در مرحله کارشناسی بوده و ورود به جزئیات آنها پیش از تعیین چارچوب اصلی، عجولانه به نظر میرسد.
نتیجهگیری: هزار ساعت مذاکره، بهتر از یک ساعت جنگ
جنگ، تجربهای است که با خود جز ویرانی و سرگشتگی برای ملتها به ارمغان نیاورده است. تجربه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، گواه این مدعاست. اگر جنگ مسئلهگشا بود، امروز عراق و افغانستان با انبوهی از مشکلات دست به گریبان نبودند.
بنابراین، ادامه این گفتگوها، هرچند طولانی و بینتیجه به نظر برسد، به مراتب کمهزینهتر از یک ساعت درگیری است. مذاکره بر اساس عزت، مصلحت و حکمت، نه تنها راهی برای جلوگیری از جنگ، بلکه فرصتی برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم امنیتی منطقه و کاهش فشارهای اقتصادی بر ملت است. تردیدی نیست که عبور از بحران کنونی، جز از مسیر دیپلماسی، راه دومی ندارد.
در این وبلاگ هدف ارائه تحلیل های روز در باره تحولات بین المللی و روابط خارجی ایران با سایر کشورها و در موارد مهم تحلیل مسائل داخلی ایران است.علاوه براین برای کسانی که به هردلیل علاقه مند به مسائل تحلیل سیاسی هستند و دوست دارند روش صحیحی را برای تحلیل تحولات جاری ایران و جهان در پیش گیرند، بخش آموزشی در این باره ارائه شده است که امیدوارم گام کوچکی در ایجاد انگیزه برای شناخت دقیق تر مسائل سیاسی ایران و جهان باشد.