دور دوم مذاکرات ژنو روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در ژنو برگزار شد. این دور از گفت‌وگوها را از جهات مختلف می‌توان دارای پیشرفت دانست.

۱. توافق بر سر «اصول راهنما»

مهم‌ترین دستاورد این دور، توافق دو طرف بر سر مجموعه‌ای از «اصول راهنما» برای ادامه مذاکرات بود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، این توافق را زمینه‌ساز ورود به مرحله‌ای جدید دانست که در آن پیش‌نویس متون پیشنهادی بر اساس این اصول تهیه و مبادله خواهد شد.

ابتکار عمل ایران در طرح پیشنهادی

بر اساس گزارش‌ها، ایران در این دور از مذاکرات با طرحی مشخص و عمل‌گرایانه حاضر شد. به گفته علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تهران اعلام آمادگی کرده است که همکاری خود با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از سر بگیرد و به بازرسان آژانس اجازه بازدید از تأسیسات هسته‌ای (از جمله تأسیسات زیرزمینی) داده شود تا حسن نیت خود را اثبات کند.

علاوه بر این، ایران پیشنهاد همکاری اقتصادی با آمریکا را مطرح کرده که می‌تواند حوزه‌های نفت و گاز، معادن و خرید هواپیما را شامل شود. این پیشنهاد جامع‌ترین طرحی است که از سوی ایران در سال‌های اخیر ارائه شده است.

طرف آمریکایی در این دور از مذاکرات توسط استیو ویتکاف و جرد کوشنر نمایندگی می‌شد. دو طرف بر سر ادامه مذاکرات در بازه زمانی دو هفته آینده توافق کرده‌اند. به گفته یک مقام آمریکایی، ایران در این دور موافقت کرده است که یک پیشنهاد کتبی برای کاهش تنش‌ها ارائه دهد و واشنگتن منتظر دریافت آن است. به نظر می‌رسد روز پنج‌شنبه پنجم مارس، طرح اولیه ایران برای چارچوب مذاکره به آمریکا ارائه شود. در صورت توافق بر سر آن، دو طرف می‌توانند وارد جزئیات شوند و عملاً مذاکرات جدی از همان زمان آغاز خواهد شد. می‌توان امیدوار بود سرانجام دیپلماسی موفق شده است از شروع جنگ جدیدی در غرب آسیا جلوگیری کند.

۲. چالش‌های اساسی و خطوط قرمز دو طرف

با وجود فضای سازنده، شکاف‌های عمیقی بین دو طرف باقی مانده است که باید در دور سوم به آن‌ها پرداخته شود. از جمله این چالش‌ها، اختلاف بر سر دامنه موضوع مذاکرات است که همچنان اصلی‌ترین نقطه اختلاف به نظر می‌رسد.

ایران بر دو شرط اساسی خود پافشاری می‌کند: ۱) مذاکرات صرفاً هسته‌ای باشد و ۲) اصل غنی‌سازی (هرچند با محدودیت‌های احتمالی) حفظ شود. لاریجانی به‌صراحت اعلام کرده است که «غنی‌سازی صفر» غیرواقعی بوده و توان هسته‌ای با دانش بومی ایران عجین شده است. موضوع موشکی و مسائل منطقه‌ای نیز به‌طور کامل از دستور کار مذاکرات خارج شده است؛ زیرا از نظر ایران، بحث موشکی اساس قدرت دفاعی ایران در برابر تهاجم خارجی است و قابل مذاکره نیست. در مورد مسائل منطقه‌ای نیز ایران مذاکراتی را با کشورهای حوزه خلیج فارس پیش می‌برد تا به نوعی همکاری همه‌جانبه دست یابد و با امضای این توافق مهم، نگرانی از بابت مداخلات ادعایی در مورد ایران موضوعیتی ندارد.

در طرف مقابل، آمریکا همچنان به دنبال گسترش دامنه مذاکرات فراتر از موضوع هسته‌ای است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بر «خطوط قرمز» ترامپ از جمله برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرده است. یک مقام آمریکایی نیز تأیید کرده که واشنگتن به دنبال توافقی فراتر از محدودیت‌های هسته‌ای، از جمله در مورد توان موشکی ایران است. این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل در پشت صحنه دنبال می‌کند.

اتخاذ سیاست هم‌زمان دیپلماسی و فشار حداکثری از سوی ترامپ، یکی از ویژگی‌های متناقض این دور از مذاکرات است. دم زدن از توافق و صلح و هم‌زمان تشدید فشارهای نظامی از سوی آمریکا به منظور ارعاب طرف مقابل دنبال می‌شود.

واشنگتن در حال تکمیل یک «گسیل نظامی بزرگ» در منطقه است و دومین ناوگروه هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کرده است. قرار است تمامی نیروهای آمریکایی تا اواسط مارس در منطقه مستقر شوند. در همین حال، دیدار مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، برای ۲۸ فوریه (۹ اسفند) برنامه‌ریزی شده است.

این اقدامات از نگاه ایران، فشار حداکثری و نقض روح دیپلماسی تلقی می‌شود و عراقچی نیز نسبت به آن هشدار داده است.

۳. موازنه‌سازی

برای درک بهتر روند تحولات، باید به این پرسش پاسخ داد که چرا دور دوم مذاکرات نسبت به دوره‌های قبل (مانند برجام یا مذاکرات دوحه و وین) پویایی بیشتری دارد؟

عامل اول: بازدارندگی و حمله نظامی. حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال ۲۰۲۵، معادله جدیدی ایجاد کرد. ایران با وجود آسیب دیدن، توانست با حفظ مواضع خود و انجام مانورهای نظامی در تنگه هرمز، این پیام را منتقل کند که گزینه نظامی نه تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند، بلکه می‌تواند کل منطقه را ناامن سازد. این موضوع محاسبات آمریکا را تغییر داده است. ایران اکنون با دست پر و از موضع قدرت به مذاکره بازگشته است.

عامل دوم: طرح اقتصادی جامع. پیشنهاد ایران برای همکاری‌های اقتصادی با آمریکا، یک عنصر جدید و هوشمندانه است. این پیشنهاد، منافع مشخصی را برای شرکت‌های آمریکایی در حوزه‌هایی مانند انرژی و معدن ترسیم می‌کند. هدف آن، ایجاد یک «لابی منفعت» در داخل آمریکا برای حفظ توافق احتمالی است. اگر توافق آینده صرفاً به رفع تحریم‌ها خلاصه شود، با کوچک‌ترین تغییر در دولت آمریکا قابل خروج خواهد بود. اما اگر منافع اقتصادی مستقیم برای شرکت‌های آمریکایی ایجاد کند، ترک آن برای دولت‌های بعدی دشوارتر می‌شود.

عامل سوم: فشار افکار عمومی در ایران و آمریکا. نظرسنجی‌های اخیر نشان داده است که حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد از ایرانیان و آمریکایی‌ها مخالف درگیر شدن در جنگ هستند. این واقعیت، تیم مذاکره‌کننده دو طرف را مجبور کرده است تا با دستاوردهای مشخص و سریع، مانع اجرای سیاست‌های اسرائیل برای ایجاد جنگی تازه در منطقه شوند. تأکید عراقچی بر «کوتاه بودن زمان مذاکرات» و «نتیجه‌محوری»، پاسخی به همین انتظار عمومی برای مشاهده نتایج عینی است.

۴. چشم‌انداز دور سوم

دور سوم مذاکرات که قرار است روز پنج‌شنبه آینده برگزار شود، از چند جهت حیاتی خواهد بود:

۱. بررسی پیش‌نویس مذاکراتی: در این دور، ایران متنی را که بر اساس «اصول راهنما» تهیه کرده است، مبادله می‌کند. محتوای پیشنهاد ایران نشان خواهد داد که آیا توافق بر سر اصول، واقعی بوده یا صرفاً یک بیانیه رسانه‌ای به شمار می‌رفته است.

۲. آزمون جدیت آمریکا: مواضع متناقض آمریکا (تأکید بر دیپلماسی از یک سو و تشدید فشار نظامی از سوی دیگر) در این دور به بوته آزمایش گذاشته می‌شود. ایران به‌صراحت اعلام کرده که مذاکرات نباید با تهدید و فضاسازی روانی همراه باشد.

۳. واکنش به طرح اقتصادی ایران: نحوه برخورد آمریکا با پیشنهاد همکاری‌های اقتصادی ایران، نشان خواهد داد که آیا واشنگتن به دنبال یک توافق برد-برد است یا صرفاً به دنبال خلع سلاح ایران بدون ارائه امتیاز متقابل.

جمع‌بندی

مذاکرات ژنو بر خلاف دوره‌های قبلی، با طرحی مشخص از سوی ایران و با درک متقابل از هزینه‌های نظامی، فضای سازنده‌تری یافته است. با این حال، «موفقیت» یا «شکست» نهایی به این بستگی دارد که آیا آمریکا می‌تواند از الگوی رفتاری متناقض خود دست بردارد و وارد یک معامله واقعی شود که در آن هم رفع تحریم‌ها (هدف ایران) و هم محدودیت‌های هسته‌ای قابل راستی‌آزمایی (هدف آمریکا) محقق گردد. دور سوم، اولین آزمون جدی برای تبدیل «اصول توافق» به «مواد توافق» خواهد بود.